{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

[ادامه پارت ۵]

[ادامه پارت ۵]
.
.
.
-ا/ت، بیا دفتر من، باهات کار دارم
+... چ-چشم
صاحب کافه به داخل دفترش برگشت، ا/ت هم با کلی استرس پشت سرش راه افتاد
+... ب-بله، آقا..؟
صاحب کافه رفت پشت میزش و نشست
- کلید خانه ام رو گم کرده بودم و برای اینکه زود تر پیداش کنم داشتم دوربین ها رو چک میکردم، که این رو دیدم
صاحب کافه به کامپیوتر اشاره کرد
-خودت بیا و این رو نگاه کن
ا/ت درحالی که داشت از استرس سکته میکرد رفت و نگاه کرد. تصویر خودش بود که داشت یام یام میقولد
-توضیح؟
ا/ت کاملا لال شده بود و نمیدانست چی جواب دهد
+م-من... فقط...
-ا/ت، تو واقعا کارمند خوبی بودی، اما فکر کنم باید اخراجت کنم
___________
نظری؟ نصیحتی؟
دیدگاه ها (۱۳)

🌚🎀

[پارت ۶]. . . ص-صبر کن چی؟؟... میدونم قانونتون رو زیر پا گذ...

[پارت ۵]. . . + چرا اون مرده اینقدر عجیب بود.. ا/ت با خودش ز...

بنده عاشق این بشرمممم🛐🛐🛐🛐🥦۳۰۰ مگ برام مونده، بعد تازه الان ی...

پارت ۷: عمو های من مافیان

Love in the dark②⓪چند هفته بعدا/ت: وایی چانگمی لولی شما اونج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط