{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم از ورطه عشق به صبوری به درآیم

گفتم از ورطه عشق به صبوری به درآیم
باز می‌بینم و دریا نه پدیدست کرانش

...../ سعید
دیدگاه ها (۴)

در میان لای دریا لعل می خواهد دلمبچه ای پی‌کی دائی هوشیار می...

هزار سال هم بگذردنگاهت،غافلگیرم می کند...تو در هر لحظه...هزا...

در میان هر دو دریا تخت بندم کرده ای باز می گویی که با منخواب...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

باز با مهتاب وشب ياد تو پيدا مي شوداشكهايم در فراقت باز دريا...

عاشقانه های شبنم

خدا را در خود آ

🚚 کی فکرش رو می‌کرد ما به این زودی برگردیم به این لحظه‌ای قش...

جووووووون 😋😁 ᭂ⃟باز آمد بوی ماه مدرسه،بوی بازی های راه مدرسهب...

🟡آیه_تراپی | وقتی سینه‌ات سنگینه و نمی‌دونی چطور گره‌ش باز م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط