{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من همین الانش هم اون رو از دست دادم انگار من و اون فقط ...

من همین الانش هم اون رو از دست دادم، انگار من و اون فقط چند ساعتی توی یه کابین قطار همسفر بودیم. اون بلاخره باید پیاده میشد و منم باید رفتنش رو تماشا میکردم. ‌ ‌ ‌ ‌⁦:⁠'⁠(⁩⁦:⁠-⁠(⁩
دیدگاه ها (۰)

- یادمه اونجا خیلی غمگین بودم، غمگین نه! درواقع تهی بودم. نه...

او میتوانست درمانش کند. التیامش دهد اما نداد. نداد چون دیوان...

^فیک جونگکوک^(پارت۱۸)

به مامی لانگ لگز سلام کنید

^فیک جونگکوک^(پارت۱۹)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط