{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از عمق دوردست زمان از ضمیر درد

از عمق دوردست زمان از ضمیر درد
آمد به رنگ خون و شهادت بشیر درد
تا گفت از حسین و لب تشنه حسین
پیچید لحظه های مرا در حریر درد
راهی شدیم همسفر عشق و انتظار
با کاروان سوختگان در مسیر درد
تنها نه آب روح شکیبای تشنگی
همدوش ماست در لحظات خطیر درد
وقتی که ریخت خون مطهر به روی دشت
از عمق خاک تشنه بر آمد نفیر درد
بیدرد هان مباش زمانی که دیدنی است
ذات غریب عشق به چشم بصیر درد
در روزگار شاد سلامت نیافتم
ذوقی که یافتم به شب دلپذیر درد
یک ره به کاروان اسیران نگاه کن
تا سال های سال بمانی اسیر درد
خاموش مانده ام به تماشای اشک خویش
کز او شنیده ام سخن ناگزیر درد
دیگر به بوی هیچ گلی دل نمی دهم
کز لاله های سوخته آمد عبیر درد
اینک زمین و زندگی کوفیانه اش
اینک من و رسالت سرخ سفیر درد

بگذار تا بخوانمت آوای درد را
دردی که راه بسته تکاپوی مرد را

#محرم
دیدگاه ها (۱)

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

لبیک یا حسین .... امام صادق ( ع ) : آسمان چهل روز در عزای...

.میدانی رفیق؟!زندگی ما درد است،خنده هایمان درد، گریه هایمان ...

🌹امام حسین(ع) جان‌پناه عالم ...بخش اول🌹

به نام خدا.روز شمار محرم (قسمت بیست و نهم)#روز_بیستم_و_نهم#و...

ی ساربان! ای ساربان! محمل نگهدارآمد به منزل کاروان، منزل نگه...

ای ساربان! ای ساربان! محمل نگهدار آمد به منزل کاروان، منزل ن...

تشیع در 2 پرچم خلاصه میشود:*پرچم سرخ اباعبدالله و پرچم سبز ظ...

#محرم🔸 🔸 روزاول ودوم محرم الحرام🔸 🔸 ◆◆نقل شده که ظاهرا در ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط