فقط یهسوءتفاهمبود
#فقط یه_سوءتفاهم_بود
P. 2
+اوپا(ترس)
=(عصبی رو میز زد)
بسه... چند بار گفتم وسط غذا حرف نزن؟
+بازم... ببخشید
=تا کی ها؟(عصبی)
+ب.. بله؟(ترس)
=میگم بهت... تا کی باید ببخشمت ها؟ امروز دیگه کارت تمومه خانم مین
+اوپا.. منظورت چیه؟
=خیلی اسون گرفتم(خونسرد)
تو این سه روز همش سرپیچی کردی از حرفام
پس..
+اوپا.. واقعا برنامت خیلی سخته
=هیش...بار اخرت باشه وسط حرفم میپری... اینم اضاف شد...
سه روز.... سه روز.... سه روزه اصلا نمیشناسمت اصلا بهم احترام نمیزاری یادت رفته داداش بزرگترتم؟
درسته فعلا تابستونه ولی قرار نیس انقد دیگه راحت بگذره مخصوصا وقتی با منی
سه روز دیگه هم باید پیشم بمونی نمیزارم بری پیش شوگا(جدی)
+چی گفتی؟(داد)
=صداتو ببر(داد)
همین که شنیدی
+داری رو حرف رئیس حرف میزنی؟
=چی؟ دختره ی پررو..... رئیس اینجا منم بفهم
+من دلم برای شوگا تنگ شدهههه
=چی گفتی؟(عصبی با نگاهای ترسناک)
+هوم؟(ترس)
=تو... دلت... برای... کی... تنگ... شده؟(داد)
+چی؟... ببخشید منظوری نداشتم... یعنی دلم برای یونگ..
=غذاتو بخور.... چرا حرفای منو به کتفت میگیری من میخوام همه چی یاد داشته باشی رفتارت عالی باشه حرف گوش کن باشی تا بتونم ازت محافظت کنم
+اما من میخوام یه زندگی راحت داشته باشم اوپا... من نمیخوام انقد سختگیری کنی
=به هر حال به شوگا میگم سه روز بیشتر میمونی
+نمیخوام... نمیزاره.... میخوام پیشش باشم
=هیس... لجبازی ممنوعههه
+خیلی بدی(اروم)
=(پا میشه دستتو میگیره میکشونه..)
+بله؟ کجا میبریم؟
=اتاقم
+چرا اتاقت؟
=دنبالم بیا....
ویو شوگا
دلم برای ات و شیرین بازیاش تنگ شده..... اون دوست نداره با هوپی بمونه اون خیلی سختگیره... الهی بچم الان یعنی چیکار میکنه حتما له شده از دستورای هوپی....
یه زنگ نزنم؟
نه ولش گوشیش دست هوپیه...
بهتر نیس برم پیششون؟
اهــ باید ببینم ات این موقع کلاس داره یا نه... از دست تو هوپی مثلا تابستونه
*رئیس (داد)
_چیشده هیون؟
*بلاخره اون عوضی و تونستیم هکش کنیم
_اوممم آفرین ولی... حس خوبی بهش ندارم
*رئیس.؟ یادتون رفته؟
_اخ اخ راس میگی(کتشو مرتب میکنه)
یادم رفته بود من مین شوگام اونا در برابرم هیچی نیستن....
*بهتره سریعتر بریم
_دو دقیقه وسط فاز گرفتن من نپر...
P. 2
+اوپا(ترس)
=(عصبی رو میز زد)
بسه... چند بار گفتم وسط غذا حرف نزن؟
+بازم... ببخشید
=تا کی ها؟(عصبی)
+ب.. بله؟(ترس)
=میگم بهت... تا کی باید ببخشمت ها؟ امروز دیگه کارت تمومه خانم مین
+اوپا.. منظورت چیه؟
=خیلی اسون گرفتم(خونسرد)
تو این سه روز همش سرپیچی کردی از حرفام
پس..
+اوپا.. واقعا برنامت خیلی سخته
=هیش...بار اخرت باشه وسط حرفم میپری... اینم اضاف شد...
سه روز.... سه روز.... سه روزه اصلا نمیشناسمت اصلا بهم احترام نمیزاری یادت رفته داداش بزرگترتم؟
درسته فعلا تابستونه ولی قرار نیس انقد دیگه راحت بگذره مخصوصا وقتی با منی
سه روز دیگه هم باید پیشم بمونی نمیزارم بری پیش شوگا(جدی)
+چی گفتی؟(داد)
=صداتو ببر(داد)
همین که شنیدی
+داری رو حرف رئیس حرف میزنی؟
=چی؟ دختره ی پررو..... رئیس اینجا منم بفهم
+من دلم برای شوگا تنگ شدهههه
=چی گفتی؟(عصبی با نگاهای ترسناک)
+هوم؟(ترس)
=تو... دلت... برای... کی... تنگ... شده؟(داد)
+چی؟... ببخشید منظوری نداشتم... یعنی دلم برای یونگ..
=غذاتو بخور.... چرا حرفای منو به کتفت میگیری من میخوام همه چی یاد داشته باشی رفتارت عالی باشه حرف گوش کن باشی تا بتونم ازت محافظت کنم
+اما من میخوام یه زندگی راحت داشته باشم اوپا... من نمیخوام انقد سختگیری کنی
=به هر حال به شوگا میگم سه روز بیشتر میمونی
+نمیخوام... نمیزاره.... میخوام پیشش باشم
=هیس... لجبازی ممنوعههه
+خیلی بدی(اروم)
=(پا میشه دستتو میگیره میکشونه..)
+بله؟ کجا میبریم؟
=اتاقم
+چرا اتاقت؟
=دنبالم بیا....
ویو شوگا
دلم برای ات و شیرین بازیاش تنگ شده..... اون دوست نداره با هوپی بمونه اون خیلی سختگیره... الهی بچم الان یعنی چیکار میکنه حتما له شده از دستورای هوپی....
یه زنگ نزنم؟
نه ولش گوشیش دست هوپیه...
بهتر نیس برم پیششون؟
اهــ باید ببینم ات این موقع کلاس داره یا نه... از دست تو هوپی مثلا تابستونه
*رئیس (داد)
_چیشده هیون؟
*بلاخره اون عوضی و تونستیم هکش کنیم
_اوممم آفرین ولی... حس خوبی بهش ندارم
*رئیس.؟ یادتون رفته؟
_اخ اخ راس میگی(کتشو مرتب میکنه)
یادم رفته بود من مین شوگام اونا در برابرم هیچی نیستن....
*بهتره سریعتر بریم
_دو دقیقه وسط فاز گرفتن من نپر...
- ۲.۲k
- ۰۴ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط