کاروان ها یک به یک رفتند سوی کربــلا

کاروان ها یک به یک رفتند سوی کربــلا
دیـدی آخـر مـانـد بر دل آرزوی کـــربــــلا
همچو بیداران بیدل در میان خاک و خون
کی شود جانم بگیرد رنگ و بوی کربـــلا
دیدگاه ها (۶)

هر زمان شوری دگر دارم ز توهر نفس دل خسته‌تر دارم ز توبر بساط...

من از روز ازل، دیوانه بودمدیوانه روی تو، سرگشته کوی توسرخوش ...

این ابیات زیبا و پر از تصویرسازی، غزل شماره ۳۳۶ از **بیدل ده...

ای خیالِ قامتت آهِ ضعیفان را عصابر رخت نظاره‌ها را لغزش از ج...

نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانتکه جانم در جوانی سوخت...

«ما رَأَیتُ إِلّا جَمیلاً» 🖤پس از عاشورا، حضرت زینب(س) را هم...

جمعه‌ مبارکرفیقان جانم… 🍂🧡امروز اگر اناریبی‌هوا از دستتان غل...

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش اول

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولهاکه عشق آسان نمود اول ولی...

#کبریا_متولد_شد📌#تولد فرزند #شهید عزیز #حسین_امیدواری ، جلوه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط