{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مست چشمانت شدم

مست چشمانت شدم
در انتهاے این غزل

و گرفتار دو‌چشمت
بوده ام من از ازل

اینچنین شیدایـے و عاشق
ڪشــے حقم نبود

پس چرا بازم اسیرت
گشته ام در این غزل😔


‎‌‎‌


‎‌‌‌
‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۱)

ای که چشمان تواز افسانه هم زیباتر استدرنبودت عاشقت از مرگ هم...

‍ جغرافیا را دوست ندارمجز یادآوری مرزها و فاصله ها هنر دیگری...

part 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط