زن و شوهری درحال عبور از خیابانی بودند....مردی به ارامی و
زن و شوهری درحال عبور از خیابانی بودند....مردی به ارامی و با متانت به شوهر نزدیک شد و گفت.آقا اجازه هست خانومتونو نگاه کنم?...شوهر عصبی شد و یقه ی مرد را گرفت و داد زد.تو گ... میخوری به زنه من نگاه کنی...مگه خودت ناموس نداری عوضی?..مرد به ارامی و با تحکم گفت..ببخشید فکر نمیکردم اینقدر عصبانی و غیرتی بشید..اخه همه ی مردم بی اجازه به خانومتون نگاه میکنند من میخواستم اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم....شوهر درحالی که هنوز یقه ی مرد را رها نکرده بود زیرچشمی به همسرش نگاهی کرد و با شرمندگی او را رها کرد و به همراه همسرش از آنجا دور شدند............
- ۶۲۳
- ۰۱ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط