فیک عصاره مرگ و عشق
فیک: عصاره مرگ و عشق
««پارت چهار»»
[توی همین لحظه ها بود که یوری از حال رفت.جنگکوک بلند شد یوری رو بغل کرد و به بیمارستان هیون می برد.(به بیمارستان رسید)]
جنگکوک: ماماااان.......بیاا
پزشک(مادرش): چی شده؟
جنگکوک: مامان سرطان خون داره، حالش بد شده یه کاری بکن!
پزشک(مادرش): باشه پسرم بزارش رو تخت.
[ پزشک یوری رو به مراقبت ویژه برد اما دیگه دیر بود ضربان قلبش کم کم میشد و پزشک هر چقدر تلاش کرد نشد.جنگکوک به حرفی که یوری قبلاً گفته بود فکر کرد:]
( خیلی زود دیر میشه جی کی! مراقب خودت باشیا! اگه پیشت نبودم از اون بالا مراقبتم! سرنوشت آدما فرق داره یکی عصاره «عشق» رو داره یکی عصاره «مرگ» که در زمان مناسب ازش استفاده میشه.
[بعد از اون اتفاق جنگکوک دیگه عاشق هیچ دختری نشد و برای زندگیش هیچ انگیزه ای نداشت]
پایان فیک« عصاره مرگ و عشق»
✨امیدوارم خوشتون بیاد✨
««پارت چهار»»
[توی همین لحظه ها بود که یوری از حال رفت.جنگکوک بلند شد یوری رو بغل کرد و به بیمارستان هیون می برد.(به بیمارستان رسید)]
جنگکوک: ماماااان.......بیاا
پزشک(مادرش): چی شده؟
جنگکوک: مامان سرطان خون داره، حالش بد شده یه کاری بکن!
پزشک(مادرش): باشه پسرم بزارش رو تخت.
[ پزشک یوری رو به مراقبت ویژه برد اما دیگه دیر بود ضربان قلبش کم کم میشد و پزشک هر چقدر تلاش کرد نشد.جنگکوک به حرفی که یوری قبلاً گفته بود فکر کرد:]
( خیلی زود دیر میشه جی کی! مراقب خودت باشیا! اگه پیشت نبودم از اون بالا مراقبتم! سرنوشت آدما فرق داره یکی عصاره «عشق» رو داره یکی عصاره «مرگ» که در زمان مناسب ازش استفاده میشه.
[بعد از اون اتفاق جنگکوک دیگه عاشق هیچ دختری نشد و برای زندگیش هیچ انگیزه ای نداشت]
پایان فیک« عصاره مرگ و عشق»
✨امیدوارم خوشتون بیاد✨
- ۳.۲k
- ۰۵ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط