{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه معرفی یا یه خلاصه از داستان

یه معرفی یا یه خلاصه از داستان
ایزوکو میدوریا همیشه آرزو داشت یک قهرمان شود.
اما زندگی او از همان کودکی با دیگران فرق داشت. در پنج‌سالگی، به دلیل شرایط خاص جسمی‌اش، همراه مادرش مجبور شد شهر را ترک کند و به منطقه‌ای آرام‌تر برود؛ جایی دور از تمام خاطرات کودکی‌اش... و پسری که زمانی نزدیک‌ترین رقیبش بود.
و اینکه ایزوکو به یه شهر دیگه میرن برای زندگی و توی آزمون ورودی باکوگو رو میبینی و هم رو دوباره پیدا میکند
دیدگاه ها (۵)

(سناریو باکودکو۱)پارت ۱۲

یک نیمکت فاصله

سناریو:زخم التیامی/پارت ۶**باکوگو**اتوبوس راه افتاد. بالاخره...

سناریو باکودکو

سناریو:مرگ پنهان/پارت آخر**نویسنده**سه ماه از مرگ ایزوکو می‌...

رمان انفجار و امید

معرفی فیک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط