یه معرفی یا یه خلاصه از داستان
یه معرفی یا یه خلاصه از داستان
ایزوکو میدوریا همیشه آرزو داشت یک قهرمان شود.
اما زندگی او از همان کودکی با دیگران فرق داشت. در پنجسالگی، به دلیل شرایط خاص جسمیاش، همراه مادرش مجبور شد شهر را ترک کند و به منطقهای آرامتر برود؛ جایی دور از تمام خاطرات کودکیاش... و پسری که زمانی نزدیکترین رقیبش بود.
و اینکه ایزوکو به یه شهر دیگه میرن برای زندگی و توی آزمون ورودی باکوگو رو میبینی و هم رو دوباره پیدا میکند
ایزوکو میدوریا همیشه آرزو داشت یک قهرمان شود.
اما زندگی او از همان کودکی با دیگران فرق داشت. در پنجسالگی، به دلیل شرایط خاص جسمیاش، همراه مادرش مجبور شد شهر را ترک کند و به منطقهای آرامتر برود؛ جایی دور از تمام خاطرات کودکیاش... و پسری که زمانی نزدیکترین رقیبش بود.
و اینکه ایزوکو به یه شهر دیگه میرن برای زندگی و توی آزمون ورودی باکوگو رو میبینی و هم رو دوباره پیدا میکند
- ۳۹
- ۲۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط