{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مُحـــتـآج

مُحـــتـآج
בرڪ شُـבטּ نیســتَـم…
فَـقَطـ ـ ـ בرבمـ مے ـآیـَــב
خـَــر فَـرضـ شَـوَمـــ
دیدگاه ها (۱)

ﻧﺨﺴﺖ ﺛﺎﻧﯿﻪﻫﺎ ﮐﻤﯽ ﺑﻌﺪ ﺩﻗﯿﻘﻪﻫﺎ ﺳﺎﻋﺖﻫﺎ ﺭﻭﺯﻫﺎ … ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﮐﻪ ﻣﯽﺁﯾﯽ...

گاهی دلم برای گوشهایم می سوزدطفلکی ها سکوت را هم باید گوش کن...

لــبــخــنــد بـــزن…!عـــکــاس مـــدام ایــن جــمـــلــه را...

از همان روزی که “پایت” را از زندگی ام پس کشیدیزندگی ام دگر “...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿یک روز می‌آیی که من دیگر دچارت نیستما...

پارت ۳۷ چند روز از شام سه‌نفره گذشته بود.عصر، من روی مبل درا...

برایم مهم نبود که خاکی شوم ، من فقط می‌خواستم برای تو سیب بچ...

به.وقت.آهنگ.بختیاریبر ایوان عصر شانه هایت پیچک می‌شوم تو فقط...

پارت ۲۴ — «فرار کن رها!»رها با خنده از اتاق بیرون دوید.ـ جون...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۶وقتی شب شد، نامجون لیا رو به خونه رسو...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۲ چند ساعت بعد، لیا تقریباً همه‌چیز رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط