بسم رب الشهداء

بسم رب الشهداء...




نقل از رفیق شهید روح الله قربانی:::


اومد مغازه.گفتم روح الله جان بجز این، انبردست تخریب هم هست. بردار که به کار تو میاد...

گفت: بذار بدهکارت نمونم (با اون لبخند های خاص خودش).
گفتم: برگشتی حساب می کنیم، اگه هم شهید شدی حلالت آقا جون.
خندید و گفت: حالا شما دعا کن ما شهید بشیم...

شب شهادتش گوشیم زنگ خورد و دیدم از خط روح الله هستش...

جواب دادم و به زبون خودش گفتم: سلام آقاجون، رسیدن بخیر، ما منتظر خبر شهادتتون بودیم...

صدای با گریه ی حسین آقا (بردار خانمش) از اونور خط گفت: فلانی... روح الله رفت... شهید شد...



شهادت بی قرار های شهادت صلوات...
دیدگاه ها (۲)

بسم رب الشهداء...روایت همرزم شهیدایوب رحیم پور آخرین شب وداع...

بسم رب الشهداء...خاطراتی ازآخــــــــرین لحــــــظات زندگی م...

بسم رب الشهداء...دو تا رفیق...دو تا عاشق...دو تا شهید...مداف...

بسم رب الشهداء...خاطره ای از شهید جاویدالاثرعلی سلطانمرادی::...

💌بسمـ رب الشـهدا.....🕊🌸﷽سبک بالان عاشق ﷽- به مناسبت ۲۷ آبان ...

در کتاب خاطراتش می گوید: به امام ره درسال ۵۸ در قم گفتم، شما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط