خدایا بحق مولا علی FB:
خدایا بحق مولا علی FB:
#کف_خیابون 101
دو هفته بعد...
داشتم برای جلسه ستاد آماده میشدم... باید ارائه گزارش میدادم... گزارش پرونده ای که خیلی لایه های پنهان داشت و من فقط به صورت گذرا به بعضی از مسائلش در این چند صفحه ای که خوندید اشاره کرده بودم.
ساعت 10 صبح جلسه داشتم... معاون وزیر و نماینده سپاه و سازمان و اداره خودمون هم بودند و قرار بود 10 نفر از کسانی مثل من که پرونده های گوناگون را پیگیری کرده بودند گزارششون را ارائه بدهند...
هنوز سر سجاده نماز صبح بودم... روزی که بعد از نماز صبحش، هفت بار ذکر «لا حول و لا قوه الا بالله» میگم، برکات اون روز و دل و جیگرم با بقیه روزها فرق میکنه و اصلا یه چیز دیگه میشه... همینطور که ذکر میگفتم، یاد بچه ها و وقایع پرونده کف خیابون بودم:
💠 «لا حول و لا قوه الا بالله» از عنایت خدا به خانم گلم... مادر بچه هام... از صبرش... از نگاه مهربونش... از لحظه ای که داشت بغضشو میخورد که ممکنه وداع آخرمون باشه... از اینکه باید چند ماه جواب بچه های بی بابا را بده... از تیکه های خوشمزه ای که بارم میکنه و...
💠 «لا حول و لا قوه الا بالله» از هوش و ذکاوت شهید شاهرودی که سر سفره اون بود که به جای اینکه بخوام پرونده را هشت ماه طولش بدم، حداکثر سر سه ماه جمع شد... به عنایت خودشون جمع شد... بالاخره خون رزمنده مظلوم، محترمه و پیش خدا عزیزه...
💠 «لا حول و لا قوه الا بالله» از افشین... از دل یه نوجوون که بخاطر کثافت کاری های مادر جاسوسش به خطا افتاده بود... از لحظه ای که داشته از سر غیرتش، رگشو توی دسشویی مسجد بغل گاراژ اوس جلال میزده... از غرور جراحت برداشته یه پسری که فکر میکرد همه چیز از اون بعد از ظهر شروع شده... نمیدونست که تن و بدن خواهر و مامانش، آلت و بازیچه دست کوروش ها و رامین های وطن فروشی شده که مدت ها قبل از خواهرش، مامانش را برای پادویی آماده کرده بودند... از نخ تسبیح خونشون که پوکید و الان هم اون مثلا اون نخ تسبیح، به 15 سال حبس و شلاق و... محکوم شده و خواهرش هم داره آب خنک میخوره! ... الان هم اون افشین شده یاز غار ابوالفضل خودمون!
💠 «لا حول و لا قوه الا بالله» از اینکه خدا به این گلی و خوبی، چه بنده های بدی میتونه داشته باشه... صبر خدا خیلی زیاده که یکی مثل عفت و فائزه و ندا و زهره روی زمینش باشند اما تحمل کنه تا اون وطن فروش های جاسوس، به دست بهترین بچه های گمنام امت آخرالزمان (مثل همین عبداللهی خودمون) مجازات بشن... خدا پدر بچه ها را بیامرزه که کوروش را بدبختش کردن و در باشگاه و مزون لعنتیش بستن و رامین تاجزاده و اعوان و انصارش هم به خاک سیاه و ذلت و دادگاه سپردند...
👈 پرونده های زیادی دیدم و شنیدم... اما در همه اونا به یکی از پر رمز و رازترین آیه های قرآن لحظه به لحظه ایمانم بیشتر میشه که فرموده: «هُوَ الَّذی أَخْرَجَ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ مِنْ دِیارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ ما ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللَّهِ فَأَتاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ فی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدیهِمْ وَ أَیْدِی الْمُؤْمِنینَ فَاعْتَبِرُوا یا أُولِی الْأَبْصارِ»
🌴 اوست آن که کسانی از اهل کتاب را که کفر ورزیدند برای اولین بار از خانههایشان بیرون راند، با آنکه شما گمان نداشتید که آنان (با داشتن آن همه قدرت، به آسانی) بیرون روند و خودشان گمان میکردند که قلعهها و حصارهایشان آنان را از قهر خدا مانع خواهد شد، امّا قهر خدا از جایی که گمان نمیکردند بر آنان وارد شد و در دلهایشان ترس و وحشت افکند (به گونهای که) خانههای خود را با دست خویش و با دست مؤمنان خراب میکردند، پس ای صاحبان بصیرت عبرت بگیرید... سوره حشر... آیه دوم!
💠 «لا حول و لا قوه الا بالله» از اون دو تا طلبه ای که پاک پاک بودند... مثل آب جاری... زلال زلال... حتی شگفتی و ظرافت حیله های الناز هم نتونست، گلالودشون کنه... یه گوشه حرم و حوزه نشستن و به درس و بحثشون مشغولن... چقدر دیدنی هستن و ثواب فرار از گناهشون، میشه آبروی شیعه و حوزه و اسلام!
💠 «لا حول و لا قوه الا بالله» از مملکتی که بخواد بمونه... و امام زمان ارواحنا فداه نخواد تنها حکومت شیعه در عالم، سقوط کنه و خط مقاومت شیعه به هم بخوره! به قول یه بزرگی: «حتی اگه مثل یه دیوار کج شده باشه و خطر سقوطش باشه!» ... حتی اگه دشمن، به اسم اسلام و روحانی
#کف_خیابون 101
دو هفته بعد...
داشتم برای جلسه ستاد آماده میشدم... باید ارائه گزارش میدادم... گزارش پرونده ای که خیلی لایه های پنهان داشت و من فقط به صورت گذرا به بعضی از مسائلش در این چند صفحه ای که خوندید اشاره کرده بودم.
ساعت 10 صبح جلسه داشتم... معاون وزیر و نماینده سپاه و سازمان و اداره خودمون هم بودند و قرار بود 10 نفر از کسانی مثل من که پرونده های گوناگون را پیگیری کرده بودند گزارششون را ارائه بدهند...
هنوز سر سجاده نماز صبح بودم... روزی که بعد از نماز صبحش، هفت بار ذکر «لا حول و لا قوه الا بالله» میگم، برکات اون روز و دل و جیگرم با بقیه روزها فرق میکنه و اصلا یه چیز دیگه میشه... همینطور که ذکر میگفتم، یاد بچه ها و وقایع پرونده کف خیابون بودم:
💠 «لا حول و لا قوه الا بالله» از عنایت خدا به خانم گلم... مادر بچه هام... از صبرش... از نگاه مهربونش... از لحظه ای که داشت بغضشو میخورد که ممکنه وداع آخرمون باشه... از اینکه باید چند ماه جواب بچه های بی بابا را بده... از تیکه های خوشمزه ای که بارم میکنه و...
💠 «لا حول و لا قوه الا بالله» از هوش و ذکاوت شهید شاهرودی که سر سفره اون بود که به جای اینکه بخوام پرونده را هشت ماه طولش بدم، حداکثر سر سه ماه جمع شد... به عنایت خودشون جمع شد... بالاخره خون رزمنده مظلوم، محترمه و پیش خدا عزیزه...
💠 «لا حول و لا قوه الا بالله» از افشین... از دل یه نوجوون که بخاطر کثافت کاری های مادر جاسوسش به خطا افتاده بود... از لحظه ای که داشته از سر غیرتش، رگشو توی دسشویی مسجد بغل گاراژ اوس جلال میزده... از غرور جراحت برداشته یه پسری که فکر میکرد همه چیز از اون بعد از ظهر شروع شده... نمیدونست که تن و بدن خواهر و مامانش، آلت و بازیچه دست کوروش ها و رامین های وطن فروشی شده که مدت ها قبل از خواهرش، مامانش را برای پادویی آماده کرده بودند... از نخ تسبیح خونشون که پوکید و الان هم اون مثلا اون نخ تسبیح، به 15 سال حبس و شلاق و... محکوم شده و خواهرش هم داره آب خنک میخوره! ... الان هم اون افشین شده یاز غار ابوالفضل خودمون!
💠 «لا حول و لا قوه الا بالله» از اینکه خدا به این گلی و خوبی، چه بنده های بدی میتونه داشته باشه... صبر خدا خیلی زیاده که یکی مثل عفت و فائزه و ندا و زهره روی زمینش باشند اما تحمل کنه تا اون وطن فروش های جاسوس، به دست بهترین بچه های گمنام امت آخرالزمان (مثل همین عبداللهی خودمون) مجازات بشن... خدا پدر بچه ها را بیامرزه که کوروش را بدبختش کردن و در باشگاه و مزون لعنتیش بستن و رامین تاجزاده و اعوان و انصارش هم به خاک سیاه و ذلت و دادگاه سپردند...
👈 پرونده های زیادی دیدم و شنیدم... اما در همه اونا به یکی از پر رمز و رازترین آیه های قرآن لحظه به لحظه ایمانم بیشتر میشه که فرموده: «هُوَ الَّذی أَخْرَجَ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ مِنْ دِیارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ ما ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللَّهِ فَأَتاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ فی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدیهِمْ وَ أَیْدِی الْمُؤْمِنینَ فَاعْتَبِرُوا یا أُولِی الْأَبْصارِ»
🌴 اوست آن که کسانی از اهل کتاب را که کفر ورزیدند برای اولین بار از خانههایشان بیرون راند، با آنکه شما گمان نداشتید که آنان (با داشتن آن همه قدرت، به آسانی) بیرون روند و خودشان گمان میکردند که قلعهها و حصارهایشان آنان را از قهر خدا مانع خواهد شد، امّا قهر خدا از جایی که گمان نمیکردند بر آنان وارد شد و در دلهایشان ترس و وحشت افکند (به گونهای که) خانههای خود را با دست خویش و با دست مؤمنان خراب میکردند، پس ای صاحبان بصیرت عبرت بگیرید... سوره حشر... آیه دوم!
💠 «لا حول و لا قوه الا بالله» از اون دو تا طلبه ای که پاک پاک بودند... مثل آب جاری... زلال زلال... حتی شگفتی و ظرافت حیله های الناز هم نتونست، گلالودشون کنه... یه گوشه حرم و حوزه نشستن و به درس و بحثشون مشغولن... چقدر دیدنی هستن و ثواب فرار از گناهشون، میشه آبروی شیعه و حوزه و اسلام!
💠 «لا حول و لا قوه الا بالله» از مملکتی که بخواد بمونه... و امام زمان ارواحنا فداه نخواد تنها حکومت شیعه در عالم، سقوط کنه و خط مقاومت شیعه به هم بخوره! به قول یه بزرگی: «حتی اگه مثل یه دیوار کج شده باشه و خطر سقوطش باشه!» ... حتی اگه دشمن، به اسم اسلام و روحانی
۲.۵k
۱۴ بهمن ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.