{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه پارت سوم

ادامه پارت سوم
🔥عشق ابدی ما🔥

؟؟:به کسی که خوردم نگاه کردم یه خارپشت ابی بود
سونیک: میخواستم ببینم به کس خوردم که دستم رو گرفت و یه جا قایم شدیم یه اتاق تاریک داخل حیات بزرگ مدرسه بود و یه کمد داشت که هردو بهش تکیه کرده بودیم
من: (مثل آدرین و مرینت تو نیویورک ولی آدرین شدو هست مرینت هم سونیک)

؟؟: ساکت باش دخترا افتادن دنبالم وای خدا بد تر از این نمیشه چرا هر جا میرن میان دنبالم
سونیک: نمیدونم چرا ولی صداش بهم آرامش
میداد صدای سردی داشت ولی قشنگ بود
؟؟: نگاهش کردم چشمای سبز زمردی منو یاد یک نفر مینداخت ولی کی
سونیک: چشماش خیلی قشنگ بود قرمز ولی درخشان
؟؟: ام سلام من تو رو میشناسم
سونیک: نه منم همین فکر رو میکنم ولی ما همو کجا دیدیم نمیدونم من اولین باره میبینمت
؟؟: منم همین طور اسمت چیه
سونیک: سونیک هستم و تو
؟؟:شدو هستم و از دیدنت خوشبختم
سونیک: همچین ولی چرا دنبالت هستن؟
شدو: چون من پسر.... وایسا یعنی تو منو نمیشناسی
سونیک: نه ولی مامان بابای من یه شرکت دارن و با شرکت الماس شریک بودیم ولی الان دیگه نه
شدو: وایسا سونیک یعنی مادر پدر ما باهم شریک بودن😧......

دیگه تو هوا بمونید پارت بعدی جذاب هست ولی لطفا بزارید باهم آشنا بشن🤣🙏
دیدگاه ها (۰)

دختر کفشدوزکی امیدوارم خوشتون بیاد دوستون دارم❤

بچه ها کسی دوس داره رمان انیا و دامیان هم بنویسم تو کامنت ها...

پارت سوم 🔥عشق ابدی ما🔥سونیک فکر میکردم امتحان رو خراب کردم ب...

بچه ها بخاطر فشار درسی رمان هرو شنبه ، یک شنبه سه شنبه و پن...

دلتنگ یک رفیق پارت ۲۴سعیتو بکن !شدو : نه نمیشه بهتون که گفتم...

زندگی پر بحث سه دوست(معمولا نیمه خون آشام) پارت 4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط