بر میگردیم به روزهای خوب

بر می‌گردیم به روزهای خوب،
دوباره شب‌های تابستان می‌رسد، تلویزیون "پس از باران" پخش می‌کند، مامان حالش خوب است، می‌خندد، چراغ‌ها را خاموش می‌کند و با تمرکزی عمیق می‌نشیند مقابل صفحه‌ نمایش و با کوچکترین سر و صدای محیط، برخورد می‌کند، همه می‌نشینیم به تماشا، ارباب و خانم‌بزرگ و شهربانو... چه آرامشی دارد بدون دغدغه کنار خانواده نشستن و فیلم دیدن!
برمی‌گردیم به غروب‌های صمیمی کودکی، لی‌لی و فوتبال و گل کوچک، صدای خنده‌های کودکانه‌ی بلند، قهرکردن‌ها، سر به روی زانو گذاشتن‌ها، نازکردن‌ها و نازکشیدن‌ها...
دوباره برمی‌گردیم به اسفندهای پر از شور و حال زندگی، بوی‌ ناب اسپند پراکنده در خیابان، بساط‌های هفت‌سین، بازارهای شلوغ و لبخندهای از ته دل... لباس‌های نو، حال‌ و هوای نو، مسیرهای نو...
دوباره بر می‌گردیم به روزهای خوب، به دلخوشی‌های کوچک، به سبز شدن‌ها، جوانه زدن‌ها، به آغوش کشیدن‌ها...
بر می‌گردیم به روزهای خوب، برمی‌گردیم...


پ.ن؛ برای دوباره سبز شدن "درخانه می‌مانیم "
دیدگاه ها (۱)

جناب حافظ منظورش رو اینجا اینجوری رسونده که هیچ چیز همیشگی ن...

چپتر ۹ _ آرکانیوم و جنونماه ها گذشت...و سکوت خانه کوچک لیندا...

پرسیده بودم چه بویی پرتتان می‌کند به روزهای بچگی؟ جواب داده ...

میخواهم در دنیای آرامش غیر درکی خودم غرق بشوم ،چشمانم را ببن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط