{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفته بودم قصابی,خیلی هم شلوغ بود

رفته بودم قصابی,خیلی هم شلوغ بود
قصابه,گوشت هرکی آماده میشد
اینجوری صداش میزد:



گوساله کی بود؟؟؟؟

گوسفند بیا جلو!

به یکی هم گفت:تو گوسفندی؟؟؟؟

گفت نه اقا من گاوم

خوشبختانه من جیگر خواسته بودم ،؟

گفت جیگر بیاد جلو .،،،!!




@,,,,D
دیدگاه ها (۲۳)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 148♡⁠。⁠)⁩کالسکه...

which one part 11ک. این وقت شب اینجا چیکار میکنی(جدی) ن. خب ...

فیک: زندگی برام معنایی نداشت تا وقتی که...پارت چهارمویو ات: ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_60حس میکردم کثیفم ..از روی ت...

Iove and the moonPart16ویو کوک الان چون زنمه باید به حرفش گ...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

تکپارتیویو ات: یه چند وقتی میشد که لینو اصلا بهم اهمیت نمیدا...

پارت 4ادیتور نازم @karlykarlyیکی از کارکنان به سمت اون رفت ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط