پارت

پارت6
فصل1



ات صبح به بیدار شد هیچ کدوم از خدمت کارا خونه نبود و کوک هم خواب بود
ات تصمیم گرفت که صبحانه درست کنه بعد از درست کردم صبحانه
رفت تا کوک رو بیدار کنه تا باهم صبحانه بخورن


ات: تق تق (صدای در زدن) اقای جئون بیاید صبحانه امادست


کوک در اتاقو باز کرد و جلوی در وایساد روب روی ات

کوک: تو چرا اماده کردی خدمت کارا نیستن

ات: نه رفتن مرخصی اقا من خیلی معذرت میخوام دیروز اذیتتون کردم

کوک: مهم نیست

کوک اینو گفت و رفت پایین روی میز نشست و ات هم دنبالش رفت

کوک: مهم نگو اقا یا اقای جئون

ات: خب چی بگم

کوک: جونگ کوک صدام کن

ات: خب باشه

ات و کوک صبحانه خوردن و بعد کوک بلند شد اماده شد و رفت شرکت و ات هم میز غذا رو جمع کرد و رفت نشست جلوی تلویزیون و داشت سریال میدید که به خودش اومد دید ساعت شده 2 ظهر تلویزیون رو خاموش کرد و رفت تا ناهار درست کنه



داشت ناهار میدخت که یه صدا از پشتش گفت


کوک: بوی خوبی داره امید وارم مزشم خوب باشه من میرم لباس عوض کنم تا میام میزو بچین افرین بچه


ات: ههه وای ترسیدم باشه الان اماده میکنم


کوک: ترسو😏


کوک رفت بالا و ات شروع کرد به چیدن میز و وقتی داشت غذا رو میکشید کوک اومد پایین و نشست و منتظر بود تا ات غذا رو بیاره
ات غذا رو برد و خودشم نشست
کوک قاشق اولو نزاشته بود ات گفت


ات: خوب شده؟

کوک: هوم اره بد نیست

ات: باشه بازم خوبه


کوک: افرین با این سنت بازم خوبه


ات: مرسی


کوک غذا شو خورد و بعدش پاشد رفت بابا داخل دفترش و ات هم میز رو جمع کرد و رفت روی مبل نشست و با گوشی جدیدی که کوک براش خریده بود داشت با دوستش حرف میزد که کوک صداش کرد



کوک: ات بیا کارت دارم


ات: باشه اومدم

ات رفت باشه

ات: تق تق( درزد و رفت تو) بله

کوک: بیا بشین

ات: باشه بله

کوک: ات تا الان مدرسه رفتی


ات: اره تا کلاس هشتم رفتم

کوک: اهان خوبه از هفته ی دیگه میری مدرسه کلاس نهم درسته

ات: اهان خب اره درسته ولی خب باشه خب وسایل اینا چی


کوک: با یکی از بادیگاردا میفرستمت بری بخری


ات: اهان خب کی

کوک: پس فردا


ات: باشه پس من الان برم کاری نداری


کوک: نه برو

ات رفت و بازم روی مبل نشست و وقتی داشت تلویزیون نگاه میکرد خوابش برد و........



پایان پارت 6
دیدگاه ها (۰)

پارت7فصل1کوک از دفترش رفت بیرون و دیدی که ات رو مبل خوابش بر...

پارت 9فصل1گه نگفتم به ات غذا بدین اجوما: چرا اقا گفتین ولی...

ادامهههههههههپارت5فصل1ات: چی چی واقعا ولی بابای من به منو م...

فرشته ها سلاممممم بیاید ادامه بدیم باهممم امیدوارم دوست داشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط