{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شهم گوید در این دشتم تو پنداری که گم گشتم .

شهم گوید در این دشتم تو پنداری که گم گشتم .
نمی دانی که صبر من غلاف ذوالفقار امد .
خمش باشو بجو عصمت سفر کن جانب حضرت .
که نبود خواب را لذت که بانگ خیز خیز امد .
دیدگاه ها (۱)

نسل پشت نسل امتحان پس میدهیم؟ایا انسانی خواهد ماند ؟

یک سلامم را اگر پاسخ بگویی می‌روملذتش را با تمام شهر قسمت می...

with you ...We haven't been talking for quite some timeBut y...

قسمت ۸(بخش دو)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❶_بخش دوم_یک لحظه نگاهش می‌کنم و بعد می‌گویم"من ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ آن فاصله، تو نمی‌ت...

پارت سوم..... :)

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

باد آمد و با بید همی گوید: « هی هی،این جنبش و این شورش و این...

✨اللهم عجل لولیک الفرج✨

خواب زمستانی مجلس!✍ محمدمهدی شیرمحمدی یکم: اقبال لاهوریوقت آ...

شعر زیبای" کوچه"شعر عاشقی و دلدادگی!!عاشق این شعر زیبام.بخون...

شهید بی سَری که حاج قاسم سلیمانی ماجرای شهادتش را روایت کرد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط