{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان بهش دست نزن 😈

رمان بهش دست نزن 😈

پارت ۱

تهران & حاجی ناموسااا گاوم زاییده
کیاوش & واسه چی؟
تهران & باید یه بچه به فرزندی قبول کنم
کیاوش & خوب این کاری نداره که برو از پرورشگاه بیار
تهران & به یه پسر مجرد بچه نمیدن
کیاوش & خوب یدونه پیدا کن
تهران & از تو جوب؟😑
یا باغ وحش😑 نظرت چیه برم از تو جنگل پیدا کنم
کیاوش & نه منظورم اینه یدونه بدزد خانوادش می‌خوان از کجا بفهمن تو مافیایی پسر کل شهر تورو میشناسن تو پسر خانی دزدیدن یه دختر که برات چیزی نیست
تهران & راجبش بعدا فکر میکنم از خواهرت چخبر شنیدم یه دانشگاه خوب قبول شده
کیاوش & آره خوب اون لیاقتش و داره
تهران & پاشو بریم کاواره
کیاوش & برای چی؟
تهران & درد می‌کنه
کیاوش & آخ از دست تو تهران 😂
تهران & بدو سویچ و بردار بپر تو ماشین
کیاوش & باشه پس پایین منتظرم
تهران & برو دارم میام
کیاوش & مثل دفعه قبل دیر نکن
دیدگاه ها (۰)

۱: ا.ت۲: نگین ۳: تهران ۴: کیاوش

اوممممم

عشق مافیایی 🔪🩸🖤 پارت :۷ ویو لارا: ساعت ۵ بود ۴ ساعت دیگه وقت...

عشق مافیایی 🔪🩸🖤 پارت :۷ ویو لارا: ساعت ۵ بود ۴ ساعت دیگه وقت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط