درپس پنجره چشمانم
درپس پنجره چشمانم
توی یک باغ بزرگ
پردرخت وزیبا
کز صدای خوش اب
نور ماه میرقصید
چهره ماه درآب
چه قشنگ می خندید
چه شب زیبایی,مثل یک نقاشی
دست تودردستم,شده بود رویایی
کاش آنشب
خبرازصبح نبود
خبراز دلهره وترس
خبراز رعب نبود
درسکوت مبهم ان لحظه
من وتو خندیدیم
زیرنور مهتاب
من وتو رقصیدیم
آنقدر غرق در ان لحظه شدیم
که دگر یاد نکردیم زصبح
وسرازخواب
براورد ,...
خورشید!!!
رضا اکنده
توی یک باغ بزرگ
پردرخت وزیبا
کز صدای خوش اب
نور ماه میرقصید
چهره ماه درآب
چه قشنگ می خندید
چه شب زیبایی,مثل یک نقاشی
دست تودردستم,شده بود رویایی
کاش آنشب
خبرازصبح نبود
خبراز دلهره وترس
خبراز رعب نبود
درسکوت مبهم ان لحظه
من وتو خندیدیم
زیرنور مهتاب
من وتو رقصیدیم
آنقدر غرق در ان لحظه شدیم
که دگر یاد نکردیم زصبح
وسرازخواب
براورد ,...
خورشید!!!
رضا اکنده
- ۷۸۶
- ۱۱ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط