{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برخی پلها معلوم نیست که به کجا منتهی می‌شوند،

برخی پلها معلوم نیست که به کجا منتهی می‌شوند،
اما نوری در انتهای آن پل پیداست.
یاد زندگی‌ام می‌افتم!
نمی‌دانم که زندگی را چگونه و کجا به پایان خواهم برد؟
اما نور امید در برابر دیدگاه و درون دلم جاری‌است.
نوری که می‌دانم نسبتی با خدا دارد.
برخی پلها غرق در رنگ هستند!
یادم می‌آید که ای کاش من هم رنگ می‌گرفتم.
هر چیزی با رنگ خودش زیباتر است
و انسان با رنگ خدا...
دیدگاه ها (۳)

ﯾﮏ ﻧﻔﺲ، ﺑﺎﺗﻮﮐﺸﯿﺪﻥ، ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﻣﯽ ﺍﺭﺯﺩﺳﺎﻋﺘﯽ ﺑﺎﺗﻮ، ﺑﻪ ﺻﺪﺳﺎﻝ ﺯﻣﺎﻥ ...

قبول باشه:-)

با منرفت و آمد نکن!رفتنفعل قشنگی نیستبا منفقط راه بیا.

ﺍﻧﺘﻬﺎﻱ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﺩﻩ ﻫﺎ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﻣﻦ ﻣﻲ ﺭﺳﺪ ﮐﻪ ﻣﺴﺎﻓﺖ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﻲ ...

# سایه محافظ ## پارت پانزدهم### پژواکِ قدرتفضایِ درونِ بنا، ...

نمیبخشمت p.10

هنر دروغ گفتن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط