{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به ما گفتند سکوت کن!

به ما گفتند سکوت کن!
همان موقع که شیرخوار بودیم و پدر خواب بود ...
دلمان درد می‌کرد،
گشنه بودیم،
گرممان بود،
سردمان بود،
اما پدر خواب بود ...
به ما گفتند سکوت کن!
آن موقع که مدرسه رفتیم
و قانون گفت موهایتان را کوتاه کنید تا از مقنعه بیرون نزند،
ما عاشق موهایمان بودیم اما کوتاهشان کردیم ...
به ما گفتند سکوت کن!
رشته‌ی مورد علاقه‌ات آن چنان هم خوب نیست،
ما رویاهایی برای آینده داشتیم و از
همه‌شان دست کشیدیم ...
به ما گفتند سکوت کن!
کار نیست که نیست،زن که کار نمی‌کند،
اما ما برای این سکانس از زندگی چند سال درس خوانده بودیم ...
به ما گفتند سکوت کن!
همه‌ی دخترها بالاخره ازدواج می‌کنند ...
ما عاشق نبودیم اما می‌توانستیم روی حرف خانواده هم حرف بزنیم ...
دهانمان را بستند و گفتند عیبی ندارد که همسرت شب‌ها خانه نمی‌آید ...
ما گِله داشتیم اما مهر طلاق شناسنامه‌مان را کثیف می‌کرد ...
به ما گفتند سکوت کن!
اگر حقت خورده شد،
اگر تنت لرزید،
اگر رویاهایت بر باد رفت ...
به ما همیشه "سکوت" کردن را یاد دادند ...
اما این سکوت یک روز سر می‌آید،
گوش هایتان را بگیرید؛ "فریاد" خواهیم زد ...
#حرف‌دل

🌹❤تقدیم به ما بانوهای ایرانی❤🌹
دیدگاه ها (۱)

همه دنیا هم که از آنِ تو باشدتا زمانی که درون قلب یک «زن» جا...

زن هـا آن «شبــی» کـه✨دوستـت دارمِ ...♥️ دلخواهشـان را می شن...

اگه یه روز فرزندی داشته باشم،بیشتر از هر اسباب‌ بازی دیگه‌ای...

نشد؟فدای سرت!حتما نباید می شد ...تو حق نداری با ضربه ای و اش...

سناریو - رومان

𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐧𝐏𝐚𝐫𝐭:1پول.پول.پول تیکه کاغذ بی ارزشی که از وقتی یادمه ...

پارت ۳:ملاقات پیش بینی نشده"دیدنش برام مثل رویا بود. رویایی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط