{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من یتیمم ز محبت دل قاسم مشکن

من یتیمم ز محبّت دل قاسم مشکن
چه شود گر که مَن سعی صفای تو کنم

گر تنم زیر سم اسب لگد کوب شود
به از آن است بپا بزم عزای تو کنم

رو سپیدم به بر فاطمه کن جان عمو
تا که در نزد پدر حمد و ثنای تو کنم
دیدگاه ها (۱)

از پیرهای زخمی جنگ جمل رسید هرچه رسید و عمر جوان مرا گرفت ل...

نعل های خاک خورده دنده هایش را شکست مثل مادر این تنی که میخو...

دست زیر بدنت تا ببرم میریزد بدنت را که به هرجا ببرم میریزد م...

این جماعت همه دنبال سرت آمده اند ‏چشم بر هم بزنی پیکر بی سر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط