{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیا ای جان بیا ای جان بیا فریاد رس ما را

بیا ای جان بیا ای جان بیا فریاد رس ما را
چو ما را یک نفس باشد نباشی یک نفس ما را

ز عشقت گرچه با دردیم و در هجرانت اندر غم
وز عشق تو نه بس باشد ز هجران تو بس ما را

کم از یک دم زدن ما را اگر در دیده خواب آید
غم عشقت بجنباند به گوش اندر جرس ما را

لبت چون چشمهٔ نوش است و ما اندر هوس مانده
که بر وصل لبت یک روز باشد دسترس ما را

به آب چشمهٔ حیوان حیاتی انوری را ده
که اندر آتش عشقت بکشتی زین هوس ما را


انوری
دیدگاه ها (۸)

ای آتش سودای تو خون کرده جگرهابر باد شده در سر سودای تو سرها...

یا که به راه آرم این صید دل رمیده رایا به رهت سپارم این جان ...

تو را من دوست می‌دارم چو بلبل مر گلستان رامرا دشمن چرا داری ...

رفتی و دل ربودی یک شهر مبتلا راتا کی کنیم بی تو صبری که نیست...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 بیا ای جان بیا ای جان بیا فریاد رس ما ...

🌱🍒شدم از عشق تو شیدا، کجایی؟به جان می‌جویمت جانا، کجایی؟همی ...

دلتنگم ای عزیز به روی نگاری‌اترو کرده‌ام به پنجره انتظاری‌ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط