{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از دست تو جانا گله دارد دل زارم

از دست تو جانا گله دارد دل زارم
دلتنگ نگاهت شدم ، آرام ندارم

بی روی تو چون برگ خزان دیده ی زردم
شبنم زده بر دیده و بازیچه ی دردم

رفتی و ندارم ز تو یک نام و نشانی
در راه وصال تو هدر رفته جوانی

ترسم که شوی بلبل باغ دل دیگر
یا شمع شب افروز شب و محفل دیگر

از داغ فراغت شده این سینه شرر بار
دردانه ی من ، دست از این فاصله بردار

خستم به خدا زین همه تکرار گلایه
غمهای تو در پشت سرم سایه به سایه.....
دیدگاه ها (۲۰)

به افتخار دو بوسه: موقعی که فرزند به دنیا میاد پدر بوسش ...

طعم تلخ زندگی گاهی دوچندان می شودآدم از دست خودش گاهی گریزان...

اینم دعا اول صبح من واسه شماﺩﻋﺎ ﻣﯿﮑﻨﻢ ...ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ...ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩ...

نترسون باغ و از گل.نترسون سنگ و از برف.نترسون ماه رو از ابر....

بخوان ترانه ی یاران که حالِ دل فانی ستکه سهمِ اهلِ وفا ا...

ــــــــــــــــــــــامروز نه آغاز و نه انجام جهان استای بس...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط