{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت۳۶:

پارت۳۶:


کای-دارید کجا میرید؟( آخه به تو هم باید جواب بدم) جسی بل-ببخشید که ازتون اجازه نگرفتیم با اجازه داریم قدم میزنیم شما هم می تونید بپیوندید( مگه کانال یا گپه والا خخخ😜) اونا هم دنبال ما اومدن که بکی و سهون با استیسی گرم گرفته بودند آخه سهون میخواست ببینه که جسی بل چه واکنش نشان می ده! که جسی بل از حسودی داشت میترکید( بابا سهون واس تو نمیخواد بخوریمون😋) که داشت میگفت البته با صدایی که فقط خودش بشنوه گفت:آقا سهونمو ول کنید و کای هم با اما حرف میزد ولی با اما با خجالتی جواب میداد چانی هم داشت از حسودی کلش رو بکوبونه دیوار( اخ ببخشید اونجا که دیوار نیس 😄) خودشو یه جورایی جا کرد.که توی راه اَتاجویای زشت رو دیدیم (منظورم بلک پینک بود) یه چشم غره ای زد میخواستم چشاشو از کاسه در بیارم( مردشور اون قیافتو با اون چشاتون اه همه جا مایه دردسر) اومدن جلو و سلامی دادن و گفتن شما هم حتما دارید پیاده روی میکنید( پ.ن.پ داریم وسط جنگل لا الا الله ) که جنی یه نگاه با کای انداخت سر تا پا آنالیز کرد ولی کای محل سگم نزاشت.
دیدگاه ها (۶)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷⓿وقتی انسان آموخت که چگونه با رنج هایشتنها بماند...

پارت پانزدهماستیسی نمیخواستم برم خوابگاه nct میخواستم برم خو...

پارت ۴۵:اما و جولیا هر ۱۵ تا رقص رو بلد بودند و لازم نبود که...

پارت ۲۵اما و من از همه جلو تر بودیم بعد بقیه روی دیوار خونی ...

پارت ۴۷:از اون طرف سهون به جسی بل نگاه میکرد که با خودش گفت:...

پارت ۴۷:از اون طرف سهون به جسی بل نگاه میکرد که با خودش گفت:...

پارت ۳۹:رفتیم سوار ماشین شدیم هرکدوممون ماشین داشتیم ولی نخو...

پارت ۱۷رفتیم سراغ بچه ها قرار شد پنج نفر پیش اونا بمونن بقیه...

پارت۴۰:ولی کمپانی هامون اونا رو تکذیب میکردن ( ما اهل این کا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط