میخواهم دست ببرم در خاطراتم
میخواهم دست ببرم در خاطراتم
ببرمت هر جا که نبودی
آن دورها
به روز اول مهر
آب ، بابا ، عشق !
به کودکی ، بازی ، خنده هایت !
ببرمت به نوجوانی
به موسیقی ، گل سرخ لای کتاب!
ببرمت به اولین باران عاشقانه
به سینما ، ساز ، به پیاده روی مست از آواز !
میخواهم ببرم تو را
به میهمانی انگشت هایمان در دل هم !
به اولین بوسه ، به رویا !
میخواهم دست ببرم در خاطراتم
و هرجا نبودی جایت را خالی کنم !
ببرمت به همین چند لحظه پیش،
همین جا،
روی همین صندلی؛
و حالا ...
خوش آمدی به جنون ، به دیوانگی !
ببرمت هر جا که نبودی
آن دورها
به روز اول مهر
آب ، بابا ، عشق !
به کودکی ، بازی ، خنده هایت !
ببرمت به نوجوانی
به موسیقی ، گل سرخ لای کتاب!
ببرمت به اولین باران عاشقانه
به سینما ، ساز ، به پیاده روی مست از آواز !
میخواهم ببرم تو را
به میهمانی انگشت هایمان در دل هم !
به اولین بوسه ، به رویا !
میخواهم دست ببرم در خاطراتم
و هرجا نبودی جایت را خالی کنم !
ببرمت به همین چند لحظه پیش،
همین جا،
روی همین صندلی؛
و حالا ...
خوش آمدی به جنون ، به دیوانگی !
- ۱۸۸
- ۱۶ فروردین ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط