{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شیدا ترین ترانه او کاش می شدم

شیدا ترین ترانه او کاش می شدم
باران برای چتر و غزل هاش می شدم

بعد از دو سال رفت به سوی جدا شدن
وقتی که داشت خستگی پاش می شدم

مابین ما علامت منها گذاشتند
ناخواسته دلیل تمناش می شدم

ورد زبان من شده بود آن گل قشنگ
چندین بهار بود که رؤیاش می شدم

همتا نماند مثل خود من برای او
راز بزرگ ذهن و معماش می شدم

یادم نمی رود که بگویم دوباره من
شیداترین ترانه او کاش می شدم
دیدگاه ها (۷)

ای پریزاده و افسانه تو را گم کردمآشنایِ من و بیگانه تو را گم...

سلام به همگی صبح ...

درد یعنی چو قناری به قفس خو بکنیلاجرم در قفست ترک هیاهو بکنی...

میل خواندن دارم اما کار من آواز نیست نی لبک با دست من کوک اس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط