{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لبخند دروغکی چرا

….
لبخند دروغکی چرا….؟؟
خوب نیستم . . .
مثل قرصی که نیمه شب ، بدون اب گیر می کند.
گیر کرده ام در گلوی زندگی . . .!!!
کاش می توانستم راحت حرف بزنم . . .
چیزی بگویم از دلتنگی
میان ادم های این اتاق مجازی
فقط می گویم دلتنگم
این سکوت را دوست دارم
لال بودن را ترجیح میدهم ، وقتی کسی نیست عمق درد پنهان شده در حرفهایم
را حس کند…
دیدگاه ها (۱)

خدااااااادیگه خسته شدم

#رمان:گوشه امن سایه ها ##🖋️پیش نویس فصل اول:عطر ادکلنو فولاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط