{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم می خواست

دلم می خواست
در عصر دیگری دوستت می داشتم،
در عصری مهربان تر و شاعرانه تر،
عصری که عطر کتاب،
عطر یاس و عطر آزادی را بیشتر حس می کرد!


دلم می خواست
تو را در عصر شمع دوست می داشتم،
در عصر هیزم و بادبزن های اسپانیایی
و نامه های نوشته شده با پر
و پیراهن های تافته رنگارنگ
نه در عصر دیسکو،
ماشین های فِراری و شلوارهای جین!


دلم می خواست
تو را در عصر دیگری می دیدم،
عصری که در آن گنجشکان، پلیکان ها
و پریان دریایی حاکم بودند،
عصری که از آن نقاشان بود،
از آن موسیقی دان ها، عاشقان، شاعران، کودکان و دیوانگان!

دلم می خواست
تو با من بودی در عصری که بر گُل،شعر و بوریا و زن ستم نبود!

ولی افسوس ما دیر رسیدیم!
ما گل عشق را جستجو می کنیم،...
در عصری که با عشق بیگانه است.

#نزار_قبانی
دیدگاه ها (۱)

شبیه خاکستر سیگار پیرمردی شده ام که آلبوم عکسهای قدیمی اش را...

آرزویم فقط این است زمان برگرددتیرهایی که رهاشد به کمان برگرد...

خب آدمی ست دیگر ..دلش تنگ می شود ..حتی برای کسی که دو ساعت پ...

هیچ آدمی یک شبه تغییر نمی‌کندهیچ آدمی یک شبه تصمیمات بزرگ نم...

دلم لحظه ای درنگ میخواهد ایستادن میخواهد دمی نفس کشیدن میخوا...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

«سجاده‌ای که خالی ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط