شبیه
شبیه
خاکستر سیگار پیرمردی شده ام
که آلبوم عکسهای قدیمی اش را
با حسرت ورق میزند
و هر از گاهی دستی به عکسی میکشد
ونگاهی در آینه به موههای سپیدش میکند !
میخندد
و لبخند بر صورتش میخشکد
و میگرید و میمیرد …
خاکستر سیگار پیرمردی شده ام
که آلبوم عکسهای قدیمی اش را
با حسرت ورق میزند
و هر از گاهی دستی به عکسی میکشد
ونگاهی در آینه به موههای سپیدش میکند !
میخندد
و لبخند بر صورتش میخشکد
و میگرید و میمیرد …
- ۲.۴k
- ۲۴ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط