{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

واقعا حرفی برا گفتن ندارم

واقعا حرفی برا گفتن ندارم
واقعا قلبم درد گرفت
چطوری میتونین با یه مرده شوخی کنین؟
اونم خانواده داره
خودتونو بزارین جای خانوادش
این چه کاریه
اوکی اونای که هنوز هستن رو مسخره کردین هیچی نگفتیم و گفتیم فقط از روی فشاری شدنتونه
ولی مونبین دیگه نیست
هیچ کلمه‌ای برای توصیف این آدما ندارم واقعا نمیدونم چی باید بگم الان
دیدگاه ها (۱۰)

میدونم کی هستی و امروز باهات بحث کردمولی من الان نزدیک ۲ هفت...

درخواستی

استی توی سئول رفته یه رستوران و ناگهانی سونگمین رو اون‌جا دی...

حق😔💔

برادر سختگیر و وحشی من...

The lost love- part 14

شروع رمان: "شرابی از جنس نفرت"

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط