استی توی سئول رفته یه رستوران و ناگهانی سونگمین رو اونجا
استی توی سئول رفته یه رستوران و ناگهانی سونگمین رو اونجا دیده:
🗣:امروز برای سفارش وارد یه رستوران شدم و دیدم یه پسر خوشتیپ تنهایی داره غذا میخوره.
🗣: بعد از نگاه دقیق تر خیلی آشنا به نظر میرسید، وقتی نزدیکتر شدم دیدم واقعاً کیم سونگمینه..
🗣: وای خدای من، چهطوری میتونه انقدر خوشتیپ، انقدر مهربون، انقدر کیوت باشه؟با عجله بلند شدم تا ازش امضا بخوام. خیلی مهربون جوابمو داد.
🗣: وای پوستش خیلی خوب بود و کاملاً مردونه به نظر میاومد...خیلی خوشگل بود.. شونههاش خیلی بزرگ و پهن بود
این سومین باره همچین اتفاقی واسه سونگمین میفته
🗣:امروز برای سفارش وارد یه رستوران شدم و دیدم یه پسر خوشتیپ تنهایی داره غذا میخوره.
🗣: بعد از نگاه دقیق تر خیلی آشنا به نظر میرسید، وقتی نزدیکتر شدم دیدم واقعاً کیم سونگمینه..
🗣: وای خدای من، چهطوری میتونه انقدر خوشتیپ، انقدر مهربون، انقدر کیوت باشه؟با عجله بلند شدم تا ازش امضا بخوام. خیلی مهربون جوابمو داد.
🗣: وای پوستش خیلی خوب بود و کاملاً مردونه به نظر میاومد...خیلی خوشگل بود.. شونههاش خیلی بزرگ و پهن بود
این سومین باره همچین اتفاقی واسه سونگمین میفته
- ۱.۹k
- ۰۷ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط