{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شهریور عاشق انار بود اما هیچ وقت حرف دلش را به انار نزد.

شهریور عاشق انار بود اما هیچ وقت حرف دلش را به انار نزد.
آخر انار شاهزاده ی باغ بود.
تاج انار کجا و شهریور کجا؟!
انار اما فهمیده بود،
می خواست بگوید او هم عاشق شهریور است
اما هر بار تا می رسید، فرصت شهریور تمام می شد.
نه شهریور به انار می رسید،
نه انار می توانست شهریور را ببیند.
دانه های دلش خون شد و ترک برداشت.
سال هاست انار سرخ است...
و قرن هاست شهریور بوی پاییز میدهد...3
دیدگاه ها (۰)

ﻭﻗﺖِ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ...فرﻗﯽ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ ...ﮐﺠﺎ ﺑﺎﺷﯽ...ﭘﺸﺖِ ﭘﻨﺠﺮﻩﯼ ﺍﺗﺎﻗﯽ ﺩﺭ...

شاهدخت در قلب تاریک part 1**فصل اول: پژواکِ باغ‌های بهاری و ...

#سایه_ای_در_خانه_چئون # part_14یونا به صفحه‌ی گوشی خیره ماند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط