{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مافیایه عشق P

مافیایه عشق P:28
هیونجین
بعد از جلسه ،وارد دفترکارم شدم و روی صندلیم نشستم منشیم یعنی خانم کیم بعد از تقه ای به در وارد شد
کیم:عامم خوب رئیس من برنامه تون رو چک کردم برای فردا وقتتون خالیه
با تایید هیونجین سری تکان داد حرفش رو ادامه داد
کیم:ولی رئیس ما امروز با شرکت آلتریا تماس گرفتیم و اون ها درخواستمون رو قبول کردم و شما رو در روز ۲۳مارس یعنی یک هفته دیگه، به یک مهمونی باشکوه در آمریکا دعوت کردن و گفت میخوان با شما اونجا معامله کنن و تاکید داشتن شما رو با پارتنرنتون ببینن ...و خوب اگر بخواهید یک دختر خوشکل رو براتون انتخاب کنم به عنوان پارتنرتون
هیونجین با جدیت سرش رو تکان داد
هیونجین: اوکی خانم کیم بهشون بگید که مشتاق دیدنشون هستم،و درمورد پارتنر...بهش نیاز ندارم خودم یکی رو مدنظر دارم... چیز دیگه ای هست که بخواهی بگی؟
کیم:نه رئیس
هیونجین: پس میتونی بری
خانم کیم لبخندی زدو تعظیمی کرد و از اتاق خارج شد...
بعد از کلی کار خسته از اتاق بیرون رفت که خانم کیم با ديدنش از پشت میز بلند شد و بهش نگاه کرد
هیونجین: فردا نمیام اگر اتفاقی افتاد خبرم کن الانم میتونی بری
کیم :چشم قربان
بعد از خروج از شرکت به سمت عمارت حرکت کرد
وقتی رسید وارد شد همه جا تاریک بود معلوم بود همه خوابن از پله ها بالا رفت و پشت در اتاق فلیکس ایستاد و اروم بدون هیچ صدایی وارد شد و با دیدن فلیکسی که لخت پشت بهش ایستاده بود فقط یک حوله کوتاه که تا بالای زانوهاش بود رو درکمرش پیچیده بود و با یک حوله کوچک که پشت گردنش انداخته بود و بی خبر از همه چی داخل کمد دنبال لباس میگشت خبر نداشت که یکی با دیدن بدن خوش فرمش حسابی تحریک شده و داره خودش رو کنترل میکنه که بهش حمله نکنه...
هیونجین کم کم بهش نزدیک شد و دستش رو گرفت و با یک حرکت فلیکس رو بین خودش و دیوار گیر انداخت فلیکس از شوک و ترس جیغی کشید و شروع به تقلا کرد ولی با دیدن هیونجین اروم و ساکت شد
فلیکس: داشتم سکته میکردم عوضی... اصلا از کی این جایی... میدونی در زدن چیه اصلا بلدی...ولم کن چه کار میکنی دیوونه
هیونجین: اروم بگیر
فلیکس: گفتم ولم کننننن
هیونجین: فلیکس گفتم اروم بگیر خستم کاری به کارت ندارم فهمیدی
فلیکس پوزخندی زد و سریع جمعش کرد
فلیکس :معمولی کاری بهم نداری ؟ اخه اون پایین همش داری خودت رو بهم میمالی
این دفعه هیونجین بود که پوزخند زد و کمی صورتش رو نزدیک برد
هیونجین:اوووو پس حسش میکنی پسرم برای تو بیدار شده نظرت چیه ارومش کنی هوم؟
فلیکس با عصبانیت دستاش رو روی سینه هیونجین گذاشت و به عقب هلش داد ولی هیونجین دستاش رو گرفت و به پشت چرخوندش و که سینش با دیوار سرد برخورد کرد و عضو هیونجین مستقیم به باسن فلیکس برخورد کرد که باعث لرزش شد و این از نگاه هیونجین دور نموند
هیونجین: اوه بیبی بهتر نیست پسر خوبی باشی و برام ساکش بزنی میدونی اگر عصبانی بشم تنها کسی که میتونه نجاتت بده خداست هوم؟...
.........
عزیزانم یکم تو خماری باشید 😂🎀
.........
#فیک #استری_کیدز #هیونجین #هوانگ_هیونجین #فلیکس #لی_فلیکس #استریکیدز #هیونلیکس
دیدگاه ها (۴۶)

مافیایه عشق P:29فلیکس تقلا ای کرد ولی زورش در برابر هیونجین ...

مافیایه عشق P:27بعد از گزارش از ایستگاه پلیس بیرون اومدن و س...

سلام عشقای من 🫂💕نظرتون راجب اینکه یه گروه بزنیم برای خودمون ...

پارت۳ ~Goddess~رمان

مافیایه عشقP:23 هیونجین بعد از اتمام کارهاش قوسی به بدنش داد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط