{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از راه آمدی و زمستانم عید شد

از راه آمدی و زمستانم عید شد
اُمّید، تکیه گاه منِ ناامید شد
قانون زندگی ست: عیان می شود نجات
در تندباد حادثه وقتی شدید شد
چون دیگران من آمدم از خود برانمت
اما مقابل تو دهانم کلید شد!
حس می کنم که قلب من اقرار می کند
پابند مهربانی و لطفی که دید شد
با تو دوباره بودنم انگار نو شده ست
پایان شام زندگی من سپید شد
دیدگاه ها (۷۷)

لبخند گل، توصیف قلب مهربانتشبنم نشان از پاکی روح و روانتخورش...

عشق را تن پوش جانم میکنی...چتری از گل سایه بانم میکنی...ای ص...

عید آمد و ما حوصله ی خویش نداریم ما حسرتِ دیدارِ کس از خویش ...

دلم گرفته کنارم چرا نمی مانی ؟نگو که درد مرا از رخم نمی خوان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط