{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه سکوت پارت سه

ادامه سکوت پارت سه

جیمین: شت اینا اینجا چیکار میکنن کوک من رو دید و با اون نیشخند مسخرش اومد سمتم

کوک: به به اقای پارک از این ورا

جیمین: تک خنده یه دفعه متوجی شدم ا.ت هم داری نزدیک ما میشه شت هرچی چشم غره رفتم اوسکل نفهمید

ا.ت: رفتم جای جیمین دو نفر جای جیمین بودن که به محظ اومدن من اونا بسمت مخالف من نگا کردن

جیمین: عهه ا.ت اومدی

ا.ت: نه هنو تو راهم «خنده»

ویو کوک شنیدم جیمین چی گفت و سریع برگشتم و با ا.ت رو به رو شدم

کوک: به به خانم جئون شما اینجا چیکار میکنین

ا.ت: جیمینننننن

جیمین: خودت خری هرچی دارم چشم غره میرم که نیا مثل خر میای وسط

کوک: نگفتی اینجا چی کار میکنی «اعصبانی»

ا.ت: بیا برم یه جی بشینیم بهت توضیح میدم

راوی: خب ا.ت همه چیز رو تعریف کرد و رفتم خونه شون هر کی خونه خودش

پایان سه بچه امتحانم شروع شده تا سیزدهم فعالیت ندارم
دیدگاه ها (۱)

قصد به خودکوشی دارم گوشیم رو کی قراره نابود کنه🤣😂

بیا جدی باشیم من نیاز دارم به همچین دوستی:(

سکوت پارت سه ویو ا.ت بعد دیگه خوابم نبرد پس گفتم بزا یکم با...

#زن زندگی ازادی

طراح عشق

Part ۷

طراح عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط