{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part ۷

ویو ا*ت. رفتم توی اتاق دونفره مون و قبلش هم رفتم حموم رفتم موهامو خوش کنم و بعد بخوابم اما حس بدی نسبت به این اتفاق داشتم تمام مدت بیدار بودم و نخوابیدم

ویو کوک. روی مبل نشسته بود و داشتم به مینا فکر میکردم اون حروم. زاده

بلند شدم رفتم اتاق دیدم که ا*ت خوابیده بود لباسمو عوض کردم و پیشونی ا*ت رو بوسیدم و بعد خوابیدم

یک ماه بعد


ویو کوک. از خواب بیدار شدم که دیدم ا*ت نیست کل خونه رو گشتم اما هیچ جا نبود به خدمتکار ها گفتم و اونا هم نمیدونستن بهش زنگ زدم گوشیش توی خونه بود


یهو در خونه باز شد ذیدم ا*ت بود

کوک: ا*ت بهت گفتم بدون اجازه نرو بیرون فهمیدی یا نه گوشیتو نبردی و بی خبر رفتی اصلا کجا بودی؟(عصبی و داد)

ا*ت: من... من... من معذرت میخوام

کوک: معذرت؟ میدونی نگرانت شدم؟ من بهت چی گفتم؟

ا*ت: بدون اجازه بیرون نرم

کوک: پس چرا رفتی هاا؟( داد

ویو کوک. دیدم چشمای ا*ت پر از اشک شده و داره سعی میکنه جلوی اشکاشو بگیره دستی به موهام کشیدم سعی کردم اروم باشم


ا*ت رفت داخل اتاقش و منم رفتم صبحانه خوردم و اماده شدم رفتم سر کار

ویو ا*ت. من فقط رفته بودم برای تولد جونگ کوک وسیله بخرم تا سوپرایزش کنم اما اون حتی فرست نداد حرف بزنم


ویو کوک. تقریبا ساعت 9 بوداز سر کار برگشتم رفتم توی اتاق دیدم که ا*ت خوابیده

مثل یک پرنده ی کوچیک

از کاری که صبح کردم و سرش داد زدم پشیمون بودم چون ا*ت وقتی یکی سرش داد میزنه میترسه و من یادم نبود

ا*ت رو بغل کردم تا اروم بشه چون انگار داشت کابوس میدید

صبح روز بعد وقتی...
دیدگاه ها (۰)

part 8

part ۶یک هفته بعددختر عموی جونگ کوک یعنی مینا اومد خونه ی جو...

عشق غیر ممکن Part 57 ماه بعدویو ا*ت. حالا منو جونگ کوک میخوا...

کوک با سرعت بالا رفت به فرودگاهکوک به باندش خبر داد که جلوی ...

ویو ا. تصبح با دل درد شدیدی از خواب بیدار شدم زیر پام پر از ...

داشتم آماده میشدم که کوک در زد کوک : پرنسسم من اومدم خونه لب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط