من از نزدکه دشت محبت نردبانی کرده ام پدا که تاقصر خدا

من از نزديکيه دشت محبت نردبانی کرده ام پيدا که تاقصر خدا پلّکان دارد،
دران جا دستانم را باتمنا دراز کردم ظهورش را ازته قلبم دعا کردم...
دیدگاه ها (۷)

خداوند قادرترین کارگردانیست که با رسیدن سپیده دم میگوید:نور،...

ﯾﻪ ﺟﺎﺋﯿﻪ ﺗﻮ ﺩﻧﯿﺎ ﻫﻤﻪ ﺑﺮﺍﺵ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﻥ / ﺗﻤﻮﻡ ﺣﺎﺟﺘﺎ ﺭﻭ ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﻣﯽ ...

بزرگ شديم و فهميديم كه دارو آبميوه نبود!بزرگ شديم و فهميديم ...

خداااااااااااوندااااااا به این طبیعت زیبایت که می نگرم مفهو...

رمان بغلی من پارت ۱۳۸و۱۳۹و۱۴۰ستایش: خاک تو سرم دیانا محکم به...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۵۰ جنت خواهر جیمین از من تعری...

#آخرین_نگاه پارت ۵ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط