{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک Finding

فیک Finding
پارت 11:
(علامت تهیونگ+ کوک_ پرستار~)
+داری چه غلطی میکنی؟
~آم من دارم..
+به چه جرئتی داری لمسش میکنی؟
~منظورتون چیه آقا این چه طرز حرف زدنه
+تو خیمه زدی رو پسر من بعد توقع داری با لحن شیرین باهات حرف بزنم؟
~چی میگی آقا من...
_تهیونگ اون پرستاره محض رضای خدا
+(تازه به فرم لباس مرده نگاه کرد)
~واقعن باورم نمیشه،ایشون کی شما هستن جونگ کوک شی؟
_جفتمه
~اوه،جفتتون خیلی عصبی و غیر قابل کنترله،مثلا من خیلی میتونم گزینه بهتری برای شما باشم
_ب..بله؟
+چه زری زدی الان؟خیلیه خب اینطوری نمیشه،کوکی قشنگم تو تا شیرموزتو تموم کنی منم به حساب ایشون میرسم
_ولی تهیونگ...
+کوک(جدی)
_باشه،فقط زود بیا
+حتما،فکر میکنی میزارم همچین حیوونی بزاره از وقت بودنم با تو کم کنم؟
_(خجالت کشید بچه)

ویو تهیونگ:
پسره که اسمش سانگ جویونگ بود رو با پا پرتش کردم بیرون و بعد با یه ضربه بیهوشش کردم،از در اضطراری بردمش بیرون از اون ورم به جین زنگ زدم تا ببرتش زیرزمین خونم تا بعدا حسابشو قشنگ برسم.
بعد از اتمام کار سریع برگشتم سمت اتاق کوک و تو راه هم با دکترش صحبت کردم و گفت یه روز باید بستری بمونه و فردا صبح مرخص میشه.رفتم تو اتاق کوک.
_دیر کردی
+متاسفم فندق من،تو راه داشتم با دکترت صحبت میکردم گفت فردا صبح مرخص میشی،امشبو باید اینجا بمونی
_ولی من دوست ندارم اینجارو(با لحن غمگین)
+من کلشو پیشت میمونم تا حس بدی نگیری فندقم
_مرسیی،راستی اون پسره رو چیکار کردی؟فقط یه پرستار بود نیاز نبود اینقدر(با دیدن چهره تهیونگ لال شد)
+اینقدر چی؟هومم؟
_اینقدر...منظورم اینه که میشد یکم ارومتر باهاش حرف میزدی
+من اونجور که لایقش بود باهاش حرف زدم قشنگم،و الان حالش خوبه یکم با احترام گوشمالیش کردم.
_اهان خوبه
+خیلیه خب وقت استراحته دیگه

اون ور داستان:
(علامت یون هون+ جی هوپ_ سرهنگ کیم~)
+درد میکنه؟
_عام چی؟
+گونت
_اهان،نه خوبم،اون عوضی اونقدرم قوی نبود
+متاسفم،باید به نیروهام یاد بدم چجوری با یه مرد متشخص رفتار کنن
_(چشاش درشت شد)
+(خنده) راستی اون پسره کی بود کنارت؟
_رفیقمه،خیلی بچه با معرفتیه اینقدر باهم خوبیم البته بهش میخوره سرد و بی رحم باشه ولی اینقدر مهربونه
+فقط پرسیدم کیه،نه که اخلاقش چجوریه
_(خنده)
+خیلیه خب بسه،شمارتو بده
_نمیدم
+چرا اونوقت؟
_از لحنت خوشم نیومد
+میشه شمارتونو به من بدین خورشیدم؟
_خ..خورشید؟
+از بس نورانیی
_اینقدر لاس نزن با من(خنده)بیا اینم شمارم تک زنگ بزن منم داشته باشم
~سرگرد کانگگگ؟کجایی؟
+بله قربان،الان میام. من باید برم خورشیدم
_به همین زودی؟فکر میکردم دیدارم با جفتم قراره قشنگ تر باشه(چشم غره)
+(سر جی هوپ رو اورد نزدیک صورتش و لبا/شو بو/سید)
_هین،وایسا ببینم چه غلطی...
~سرگرد کانگگگ
+اومدم قرباننن،ببخشید خورشید کوچولو من رفتم دیگه
_چقدر...جذابه

فردا ساعت 7 صبح:
(علامت تهیونگ+ کوک_)
+بیدار شو فندق کوچولو وقت ترخیصته
_اومم بزار بخوابم
+کوکیی
_فقط 5 دیقه لطفا(با لحن خواب آلودگی)
+کیوت

ویو تهیونگ:
وسایلارو جمع کردم و بعد چند دیقه کوک رو بیدار کردم و اونم با کلی غر و چشم غره بلند شد.در ماشینو براش باز کردم و سوار شد منم سوار شدم،اومدم باهاش حرف بزنم که دیدم خوابش برده.نیم ساعت بعد رسیدیم خونش و ازش پرسیدم کلیدش کجاست و به زور و بلا فهمیدم تو زیپ پشتیه کیفشه.درو باز کردم و کوک رو براید استایل بلند کردم بردمش تو خونش و اتاقشو پیدا کردم و گذاشتمش رو تختش،خودمم کنارش نشستم که یکهو گوشیم زنگ خورد.هوفف الان وقت زنگ زدنه؟بلند شدم رفتم سمت پنجره و یکهو به کل کوک رو که اینجاست فراموش کردم
(علامت ته+ جین_ کوک~)
+چیه؟
_پسره خیلی داره داد و بیداد میکنه مغزمو داره میجوه کی میخوای کارشو تموم کنی؟
+وای خب دهنشو با چسب ببند مگه تازه کاری؟
_میشه خودم یه تیر خالی کنم تو مغزش خوابم میاد تهیونگ
+اصلن فکرشم نکن،اون حرومزاده پسر منو لمس کرده،من باید خودم بکشمش تا خنک شم
_وای خدا لعنتت کنه،من میرم بکپم خودت بعدن بیا بکشش
+برو فعلا خدافظ
_خدافظ
~منظور فاکیت از باید خودم بکشمش چی بود کیم تهیونگ؟تو کی هستی؟....

*دوستان یه ویرایشی انجام شد،کانگ یون هون سرگرده و یه مرحله از سرهنگ کیم پایین تره.وقتی سرهنگ کیم نباشه،یون هون همه کارست*

حمایت یادتون نره خوشملا🫶🏻✨
دیدگاه ها (۳)

بی نظیره اصننن🤣🤣

وای این منممم🤣🤣

شبنم کوچولو:7

شبنم کوچولو: 8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط