پارت
پارت ۱:
(ویو ا/ت)
امروز از مدرسه اومدم خیلی خسته بودم تصمیم گرفتم یکم بخوابم ...
چند ساعت بعد"'
بیدار شدم رفتم حموم اومدم موهامو خشک کردم یه تاپ و با یه شلوارک آبی پوشیدم موهامو بستم و رفتم پایین
(ویو کوک)
امروز روز خسته کننده ای بود رفتم ناهار بخورم منتظر ا/ت بودیم داشت از پله ها میومد پایین وایی هم کیوت شده بود هم هات این روزا بهش حس پیدا کردم ولی میترسم بهش بگم آخه ما خواهر و برادریم
ا/ت_
کوک+
پدر ×
مادر÷
_سلام
+سلام
×سلام
÷سلام
داشتیم غذامون رو میخوردیم که پدر گفت
×بچه ها ما میخوایم فردا به مدت ۱ هفته بریم سفر و شما نمیتونید با ما بیاین میخوام مراقب خودتون باشید
×جونگکوک مراقب خواهرت باش
+بله چشم پدر
(ویو ا/ت)
واییییییییییی باورم نمیشه با کوک تنها شدیم بالاخره میتونم حسمو بهش بگم و بعد کلی باهم خوبگذرونیم
(ویو کوک)
میتونم با ا/ت کلی تنها باشیم و بعد حسمو بهش بگم ولی اگه پسم بزنه چی ...
(ویو ا/ت)
امروز از مدرسه اومدم خیلی خسته بودم تصمیم گرفتم یکم بخوابم ...
چند ساعت بعد"'
بیدار شدم رفتم حموم اومدم موهامو خشک کردم یه تاپ و با یه شلوارک آبی پوشیدم موهامو بستم و رفتم پایین
(ویو کوک)
امروز روز خسته کننده ای بود رفتم ناهار بخورم منتظر ا/ت بودیم داشت از پله ها میومد پایین وایی هم کیوت شده بود هم هات این روزا بهش حس پیدا کردم ولی میترسم بهش بگم آخه ما خواهر و برادریم
ا/ت_
کوک+
پدر ×
مادر÷
_سلام
+سلام
×سلام
÷سلام
داشتیم غذامون رو میخوردیم که پدر گفت
×بچه ها ما میخوایم فردا به مدت ۱ هفته بریم سفر و شما نمیتونید با ما بیاین میخوام مراقب خودتون باشید
×جونگکوک مراقب خواهرت باش
+بله چشم پدر
(ویو ا/ت)
واییییییییییی باورم نمیشه با کوک تنها شدیم بالاخره میتونم حسمو بهش بگم و بعد کلی باهم خوبگذرونیم
(ویو کوک)
میتونم با ا/ت کلی تنها باشیم و بعد حسمو بهش بگم ولی اگه پسم بزنه چی ...
- ۱۴.۵k
- ۰۲ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط