فردی چند گردو به بهلول داد و گفت:
فردی چند گردو به بهلول داد و گفت:
«بشکن و بخور و برای من دعا کن.»
بهلول گردوها را شکست و خورد ولی دعایی نکرد.
آن مرد گفت:
«گردوها را میخوری نوش جان، ولی من صدای دعای تو را نشنیدم!»
بهلول گفت:
«مطمئن باش اگر در راه #خدا دادهای،
#خدا خودش صدای شکستن گردوها را شنیده است!»
چه خوبه کارامون فقط برای رضای #خدا باشه...
«بشکن و بخور و برای من دعا کن.»
بهلول گردوها را شکست و خورد ولی دعایی نکرد.
آن مرد گفت:
«گردوها را میخوری نوش جان، ولی من صدای دعای تو را نشنیدم!»
بهلول گفت:
«مطمئن باش اگر در راه #خدا دادهای،
#خدا خودش صدای شکستن گردوها را شنیده است!»
چه خوبه کارامون فقط برای رضای #خدا باشه...
- ۲.۲k
- ۰۴ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط