{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پناه می برم به عشق ،

پناه می برم به عشق ،
از شرِّ چشمهایت
از وسوسه ی آن نگاه های زلزله خیز ،
از تو
به تو می گریزم ،
آنگاه که با رستاخیزِ واژه ها
راه می افتی و
قیامت به پا می کنی در شعرهایم ،
پناه می برم به شعر
به واژه هایی که در وصف تو وحی می شود ،
در شیپورِ قلم می دمم ،
وَ تو چه می دانی ،
آن دم که خاطره ها
از گورِ سینه برمی خیزند
چگونه لرزه بر اندامِ کاغذها می اندازند ،
قسم به عشق ،
آنگاه که مرا با چشمهای تو محشور می کند ..💞
دیدگاه ها (۱)

دستم نمی رسد به بلندای چیدنتباید بسنده کرد به رویای دیدنتیوس...

آدم‌های دنیای هر کس دو دسته هستند. آدم‌های داشته و نداشته......

بی واسطه می گویمبی هیچ دلهوره ایی من می خواهمت که داشته باشم...

بوسه هایت را بپوشان بر تن لبهای مندوست دارم تا که آغوشت شود ...

Death and Balm:۳مرگ و مرهممن؟ من ابلیسم… همان لوسیفرِ مغضوب....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط