{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستم نمی رسد به بلندای چیدنت

دستم نمی رسد به بلندای چیدنت
باید بسنده کرد به رویای دیدنت

یوسف ترین عزیز جهان هم که باشی ام
در سینه آتشی است به داغ خریدنت

من جلد بام خانه ی خود مانده ام و تو
هفت آسمان کم است برای پریدنت

ترسم رها کنم نفسم را و ناگهان
پیراهنی نباشد و شوق دریدنت

در دامن دلم چو ترنجی نشسته ای
شیرین ترین توهم دستم بریدنت

رویای کال سیبی و هرچند در خیال
یک عمر، منتظر به امید رسیدنت

بالاتر از نگاه منی! آه! ماه من!
دستم نمی رسد به بلندای چیدنت 💞
دیدگاه ها (۱)

آدم‌های دنیای هر کس دو دسته هستند. آدم‌های داشته و نداشته......

عاشق که می‌شویقشنگ می‌شویقشنگ مثل روزهایِ آفتابیروزهایی که آ...

پناه می برم به عشق ،از شرِّ چشمهایت از وسوسه ی آن نگاه های ز...

بی واسطه می گویمبی هیچ دلهوره ایی من می خواهمت که داشته باشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط