{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ آمدم تا خانه ات ، در را به رویم باز کن

‍ آمدم تا خانه ات ، در را به رویم باز کن
تا ببوسم شانه ات در را به رویم باز کن
شمع شبها بوده ای،بعدازتو، پَـرپَـر آمدم
سوخت این‌ پروانه‌ات دررا به‌رویم بازکن
دائم از ابرخیالت چشم من بارانی است
خیس شددیوانه ات،دررا به رویم باز کن
ازنبودت بی‌ستون مانده‌ست سقف ِ آرزو
گشته ام ویرانه ات در را به رویم باز کن
غنچه ای خشکیده ام محتاج بارانت شدم
دورم از پیمانه ات در را به رویم باز کن
باغبانی کرده ای یک عمر احساس ِ مرا
آمده ریحانه ات ، در را به رویم باز کن
دیدگاه ها (۳)

دچارت می شود قافیه در اشعار تکراریردیف از عشق می بافد قلم در...

بیقرارم من قرارم را کجا پیدا کنم شب نصیبم روزگارم را کجا پید...

حس میکنم نامی درونِ شعر من جاری ستنامی که نون ابتدایش نَفیِ ...

تو همان ریتم خوش قلب بدآهنگ منیبه دلم شور فرح بخش هماهنگ منی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط