حس میکنم نامی درونِ شعر من جاری ست
حس میکنم نامی درونِ شعر من جاری ست
نامی که نون ابتدایش نَفیِ اجباری ست
آیا تو را از یاد خواهم برد؟ نه...هرگز
این جمله معلوم است استفهام انکاری ست
هر روز با وزن جدیدی دوستت دارم
هر چند وزن شعرهایم باز تکراری ست
هر دختری در چشم من شکل تو می آید
خوب است، این زیباترین رویای بیداری ست
شاید به گوشت میرسد حالِ دلم خوب است
باور نکن این از خطاهایِ شنیداری ست
مردی به من میگفت دردت را بگو با شعر
آخر چه میداند که زخم قلب من کاری ست
وقتی که معشوقی برای شعرهایت نیست
این شعر گفتن هم خودش یک نوع بیماری ست
پیش خودم هر روز می گویم که می آیی
هرچند این وعده فقط یک نوع دلداری ست....
نامی که نون ابتدایش نَفیِ اجباری ست
آیا تو را از یاد خواهم برد؟ نه...هرگز
این جمله معلوم است استفهام انکاری ست
هر روز با وزن جدیدی دوستت دارم
هر چند وزن شعرهایم باز تکراری ست
هر دختری در چشم من شکل تو می آید
خوب است، این زیباترین رویای بیداری ست
شاید به گوشت میرسد حالِ دلم خوب است
باور نکن این از خطاهایِ شنیداری ست
مردی به من میگفت دردت را بگو با شعر
آخر چه میداند که زخم قلب من کاری ست
وقتی که معشوقی برای شعرهایت نیست
این شعر گفتن هم خودش یک نوع بیماری ست
پیش خودم هر روز می گویم که می آیی
هرچند این وعده فقط یک نوع دلداری ست....
- ۱۶.۱k
- ۲۷ آذر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط