{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنکه یک عمر به شوق تو در این کوچه نشست

آنکه یک عمر به شوق تو در این کوچه نشست
حال وقتی به لب پنجره می آیی نیست

#فاضل_نظری
دیدگاه ها (۱)

مثل رمانی بود که آخرش را اول خواندممی دانستم چه به روزم می آ...

دست بردارید از این عشق های پوشالی...!دست بردارید از این قانع...

به حرفِ کسی که ٤٠ تا پیرهن بیشتر از من پاره کرده و حَرافی می...

#برشی_از_یک_کتاب می‌خواهی از نگاه کردن به او فرار کنی. پس سع...

تو را می خواهم برای صبح برای ظهر ، برای شببرای همه ی عمر تو ...

.دلتنگ تو هستم که  دلم  کرده هوایت شک نیست، مرا می‌کشد این د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط