{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیلی هاتون گفتین که اون سناریو همون که موضوعش این بود و

خیلی هاتون گفتین که اون سناریو همون که موضوعش این بود: (وقتی زن دارن و تو دوست دختر مخفیشی) گفتین که این رو هم بزار وقتی زنش بهشون خیانت میکنه و پشیمونن که ولت کردن.

نامجون: چطور تونسنم بهترین دختر جهان رو ول کنم. درسته انگار داشتم به زنم خیانت میکردم ولی چون ات رو دوست نداشتم خیانت محسوب نمیشد ولی الان پشیمونم. عاشقشم ولی پیشم نیست......

جین: عروسیت بود، اونم میدونست، اومد توی عروسیت. وقتی دیدیش قلبم ریخت. ولی دیگه نمیشد کاریش کرد. زمان بوسیدن تو و داماد بود ولی قبل از بوسیدن هم صدای تیر اومد. همسرت رو دیدی که روی زمین پر از خون بود. جین اومد اونجا جای داماد وایساد و لبات رو بوسید: تو مال منی. از این به بعد مال منی...

جیهوپ: هروز گریه میکرد. یاد زمانی می افتاد که بهت گفت: اگر از زندگیم بیرون نری یه تیر حرومت میکنم. پشیمون بود. پشیمون....

شوگا: افسردگی داشت. دلش برای بغلت تنگ شده بود. هروز دنبالت بود ولی پیدات نمی‌کرد. بعد چند روز از چند نفر متوجه شد که ازدواج کردی و حتی پچه هم داری. از اون موقع دیگه دنبالت نگشت. چون میخواست تو آزاد باشی....

جیمین: توی خونه نشسته بودی. یهو برق رفت. خیلی از تاریکی میترسیدی. بالشت کنارت رو محکم بغل کردی و جیغ زدی که دست کسی دور کمرت حلقه شد. صداش آشنا بود. اون جیمین بود: من پیشتم پرنسس من. نترس

تهیونگ:(مثل جین)

جونگکوک: توی شرکتش کار میکردی. زمانی که برای اینکه برگه هارو بهش بدی صدات کرد. وقتی وارد شدی دستت رو گرفت و گذاشتت رو میز و گفت: تکرار کن تو مال منی. اون روز رو فراموش کن و تا اخر باهام باش.....
دیدگاه ها (۳)

سلام بلوبریام این رو خودم درست کردمپارههههه شدم برای درست کر...

وقتی وسط دعوا جیغ میزنینامی: باشه باشه معذرت میخوام آروم باش...

از این به بعد کاور سناریو اینه باوبرززززنامجون: تورو توی کنس...

در خونه رو باز کردم و دیدم لئو( برادرش) نشسته روی مبل و داره...

سناریو بلولاک

سناریو....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط