از ديوانه اي پرسيدند پدر و مادرت را بيشتر دوست داري يا خد
از ديوانه اي پرسيدند پدر و مادرت را بيشتر دوست داري يا خدا را؟ ديوانه گفت:عشقم را گفتند:عشقت کيست؟ گفت:عشقي ندارم. خنديدند و گفتند:براي عشقت حاضري چه کني؟ گفت:مانند عاقلان و سالمان نميشوم,نامردي نميکنم,دوستش خواهم داشت,تنهايش نميگذارم,ميپرستمش,بي وفايي نميکنم,با او مهربان خواهم بود. گفتند:اگر تنهايت گذاشت,اگر دوستت نداشت,اگر نامردي کرد,اگر بي وفا بود چه ؟ گفت:اگر اينگونه نبود که من ديوانه نميشدم...
- ۳۱۳
- ۰۲ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط