{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم پیش ی گرگ گرگ ی قبیله بهش گفتم زندگی کردنو بهم ...

رفتم پیش ی گرگ ، گرگ ی قبیله ، بهش گفتم زندگی کردنو بهم یاد بده ، گفت بپر ، گفتم که پام می‌شکنه ، گفت میگیرمت ، پریدم ، پام شکست ، نگاش کردم که گفت (درس اول = به هیچ کس اعتماد نکن )
دیدگاه ها (۱)

راپیدکار یکی از دوستان

دزدیدنی نیستنمحض اطلاع بعضیا

💖

هیچ مجنونی #مولانا نیست و هیچ لیلی #خدا

*پارت ۲۰*

*پارت۸*

#شیرینَکَم_تو_مال_منی پارت ۲۳از زبان ات منتظر تاکسی بودم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط