{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم پیش ی گرگ ، گرگ ی قبیله ، بهش گفتم زندگی کردنو بهم ی

رفتم پیش ی گرگ ، گرگ ی قبیله ، بهش گفتم زندگی کردنو بهم یاد بده ، گفت بپر ، گفتم که پام می‌شکنه ، گفت میگیرمت ، پریدم ، پام شکست ، نگاش کردم که گفت (درس اول = به هیچ کس اعتماد نکن )
دیدگاه ها (۱)

راپیدکار یکی از دوستان

دزدیدنی نیستنمحض اطلاع بعضیا

💖

هیچ مجنونی #مولانا نیست و هیچ لیلی #خدا

من بیرون بودم بازی رو ندیده بودم بعد سر اول گل هم یه بنده خد...

چندشاتی.وقتی با دختر عموش رفت بیرون و تو حسادت کردی.با پام ر...

(پارت نه)از ماشین پیاده شدم .. اونم پیاده شدـ عاااا فکر کنم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط